X
تبلیغات
رایتل



دیوانه
  
 
 
آرشیو
 
شنبه 19 دی‌ماه سال 1383
وصیت نامه !
آخیییییییییییش
کامپیوترم خراب بود ؛ بعد از یک مدت امروز و دیروز عجب وب گردی مفصلی کردم .

من سرما خوردم حسابی ولی اصلا ناراحت نیستم چون خود خواسته بود .
کمی سرما خورده بودم ولی با نخورده مست رفتم اسکی ( همانطوری که بعضی ها توی سایه روشن ریپورت داده بودند که البته جوابیه این عوامل معلوم الحال در همان محل صادر شده ! )
 و حالم بدتر شد . می دونستم اینطور می شه ولی من باید می رفتم اتفاقا کلی هم بهم خوش گذشت و کلی با چیزهای که برایم حس نوستالیژی داشت حال کردم .

چیز جالب یک مربی با کلاس اسکی بود که خیلی شبیه شین بود و من تمام مدت توی رستوران بودنش برو بر نگاهش می کردم .
گفتم با کلاس بود وگرنه یک کتک مفصل ازش می خوردم ؛ آقایی کرد و بروی خودش نیاورد که چرا این یارو ول کنش نیست .
آخه چی کار کنم وقتی آدم دوستاشو نبینه مجبوره با شبه رفیقاش یاد و خاطره هاشو زنده کنه !
او نکبت
با همتونم که کلی دوستتون دارم ولی از خودتون سالی به دوازده ماه خبری بهم نمیدید .
فکر این دل دیوانه را هم بکنید یک کم ...

خلاصه اینارو گفتم که بگم نخورده مست زنگ زد حالم بپرسه .
بهش گفتم برای شنیدن وصیتم بیا .
بعد به ذهنم زد اگر بخواهم شفاهی یک وصیت بهش کنم که انجامش برایم مهمه چیه ؟
چیه که الان برایم مهمه و به مقصد نرسوندمش ؟
من فکر کردم و جوابش را یافتم و یافته با ارزشی بود ؛ شما هم فکر کنید .
اگر برایم بنویسید خوشحالم می کنید در این دم آخری .
که اگر اینگونه شد من هم یافته ام را می گوییم .


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 232300


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها